انواع پاورپوینت ها و تحقیقات آماده در تمام رشته ها و شاخه های علمی و غیرعلمی

محبوبترین محصولات

دانلود تحقیق آماده با موضوع نظریه ها و مدل های مشارکت - 47 صفحه وورد

دانلود تحقیق آماده با موضوع نظریه ها و مدل های مشارکت  - 47 صفحه وورد

  

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

عنوان                                                                                                                    صفحه

 

 

1-. تاریخچه مشارکت: 4

  1. معنا و مفهوم مشارکت: 4

3-. انواع مشارکت: 6

4-. تعریف مشارکت اجتماعی: 10

5-. نظریه ها و مدل های مشارکت: 11

  1. مروری بر تحقیقات پیشین: 24

6-1. بررسی تحقیقات داخلی: 24

6-2. بررسی تحقیقات خارجی: 29

فهرست منابع: 35

  

1-. تاریخچه مشارکت:

اگرچه مشارکت به عنوان یکی از مفاهیم علوم اجتماعی از نیمه دوم قرن بیستم بطور جدی مورد توجه و بحث صاحبنظران علوم اجتماعی قرار گرفته است، ولی تاریخ دیرینه­ای دارد. مشارکت به معنای عام آن قدمتی به اندازه تاریخ انسان دارد، چرا که بقا نوع انسان درگرو همکاری و همیاری آن­ها با یکدیگر در مقابله با حوادث طبیعی و حیوانات از یکسو و در دوستی خانواده، همسر و فرزندان و گروه­های همنوع خویش از سوی دیگر بوده است. مثلا در دوره­هایی از تاریخ، مشارکت انسان­ها بصورت شکار دسته­جمعی حیوانات و یا فعالیت­های مشترک روی زمین­های کشاورزی بوده است. مشارکت در حیات اجتماعی، باعث تکوین و استمرار جامعه انسانی و مظاهر آن و نیز گسترش و عمق نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش و ... شده است. همه عناصر و اجزا جامعه انسانی در پرتو مشارکت و همکاری مشترک بین انسان­ها و گروه­های اجتماعی تکوین یافته و در طول تاریخ حیات انسانی بر عمق و وسعت آن­ افزوده شده است.

با آنکه درمورد خاستگاه مشارکت نزد صاحب­نظران اختلاف­نظر وجود دارد، برخی آن را ناشی از ضرورت­ها و برخی دیگر آن را ناشی از فطرت طبیعی انسان می­دانند، در هر صورت نقش و کارکرد مشارکت به عنوان یک فرایند اجتماعی انکار­ناپذیر است. در عصر حاضر نیز مشارکت و همکاری آزادانه اساسی­ترین و بنیانی­ترین عامل توسعه پایدار است.

2. معنا و مفهوم مشارکت:

مشارکت دارای مفهومی غنی در علوم اجتماعی است، در اینجا برای درک مناسب­تر فضای مفهوم مشارکت به برخی از تعاریف آن اشاره می­شود:

در لغت­نامه دهخدا مشارکت به معنای «شرکت کردن» تعریف شده است. فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز مشارکت یا participation را به عنوان «عمل یا واقعیت شرکت کردن، بخشی از چیزی را داشتن یا تشکیل دادن» دانسته است (رهنما، 1377: 115).

واندرسمن مشارکت را فرایندی می­داند که اعضا در تصمیم­گیری در نهاد، برنامه­ها و تاثیرات این تصمیم­گیری، شریک باشند (Wandersman، 2000).

اوکلی برای تعریف مشارکت به بیان سه تفسیر در خصوص مشارکت می­پردازد که عبارتند از:

1) مشارکت به عنوان سهم داشتن، 2) مشارکت به عنوان سازماندهی و 3) مشارکت به عنوان توانمند سازی (اوکلی و همکاران، 1370: 8-9).

به نظر رحمان مشارکت فعالیت سازمان­یافته از طرف مردم متحد و منسجم است که اساس آن را متقاعد شدن افراد به کنش جمعی تشکیل می­دهد (rahman ، 1993: 150). بر این مبنا مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت­های گروهی است که آنان را برمی­انگیزد تا برای دستیابی به هدف­های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند (طوسی، 1370: 54).

«آرنشتاین، مشارکت را فرایند سهیم­شدن در قدرت جهت تاثیرگذاری بر رفتار دولت می­داند. از نظر وی مشارکت، توزیع مجدد قدرت است که در سطوح مختلف اتفاق می­افتد. وی هشت سطح مشارکت را بر روی نردبانی به نام نردبان مشارکت آرنشتاین از یکدیگر تفکیک می­کند. پله­های این نمودار شامل: 1. کنترل شهروندی، 2. قدرت تفویض شده، 3. شراکت، 4. تسکین بخشیدن، 5. مشاوره، 6. اطلاع رسانی، 7. درمان، 8. دستکاری و ظاهر­فریبی می­باشد» (Arnstein،1971).

گاارد و بیسر بیشتر به بعد عمل و تعهدآمیز مشارکت توجه کرده­اند ، آنان مشارکت را چنین تعریف می­کنند: «مشارکت را می­توان به صورت تعهد مشترک در پرداختن به مسائل توسعه بر اساس تقسیم توافق شده وظایف و مسئولیت­ها تعریف کرد. مشارکت­ها حول هدف­های مشترک شکل می­گیرد و شرکاء پیگیری یک یا چند فعالیت را در راستای یک هدف، به صورت مشترک یا به صورت ردیفی ، به عهده می­گیرند .مشارکت­ها ممکن است بسته به هدف مورد دستیابی، موقت یا برای مدتی طولانی باشد» (گاارد و بیسر به نقل از تاچر و کمپوس، ۱۳۸۲ : ۸۴).

     اکسلرد بر ویژگی داوطلبانه، انتخابی و غیر­انتفاعی بودن مشارکت تاکید دارد که بر مبنای این ویژگی­ها مشارکت اجتماعی در شکل نهادی­اش از نهادهایی چون مجامع دولتی، نهاد خانواده و موسسات انتفاعی مجزا می­شود (Axelrod ،1950: 14). مهمترین ویژگی فعالیت­های مشارکت، داوطلبانه و ارادی بودن آنهاست. در مجموع مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعایت­های ارادی دلالت دارد که از طریق آن­ها اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستا شرکت کرده و بصورت مستقیم یا غیرمستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی مشارکت دارند و انجمن­های داوطلبانه مهمترین عرصه شکل­گیری و ساماندهی فعالیت­های مشارکتی در جامعه محسوب می­گردند.

گائوتري،  معتقد است جهت ايجاد بسترهاي لازم براي مشاركت حداكثري مردمي 4 شرط عمده لازم و اساسي است. 1- ايدئولو‍‍‍‍ژي مشاركت (بعد هنجاري)، 2- نهادهاي مشاركتي (بعد سازماني)، 3- اطلاعات كافي و 4- امكانات مادي و تخصصي لازم. وی در تعریف مشارکت می­نویسد: «مشارکت فرایندی اجتماعی، عمومی، یکپارچه، چندگانه، چند بعدی و چند فرهنگی است که هدف آن کشاندن همه مردم به ایفای نقش در همه مراحل توسعه است» (Gaotri ، 1986: 37). با توجه به این تعریف می­توان «ویژگی­های زیر را برای مشارکت درنظر گرفت:

مشارکت فرایندی چندجانبه است، زیرا می­تواند دربرگیرنده اشکال گوناگون فعالیت اجتماعی مانند: فعالیت سیاسی، فرهنگی، آموزشی و ... باشد.

مشارکت فرایندی چند بعدی است، زیرا مشروعیت خود را نه تنها از دولت بلکه از خاستگاه­های تاریخی و خودمختاری اجتماعی (اتحادیه­های کارگری) نیز می­گیرد.

مشارکت فرایندی چند فرهنگی است، زیرا درصدد است همه اجزای فرهنگی و قومی تشکیل دهنده جامعه را دربر بگیرد» (کائوتری و همکاران، 1379: 36).

بانک جهانی برای مشارکت مردمی دلایل زیر را ارائه می­دهد :

مردم محلی برخوردار از مقدار زیادی تجربه و بینش درباره اینکه چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید انجام شود و چرایی آن میباشند ؛

همکاری مردم محلی در طراحی پروژه­ها می­تواند تعهد آنها نسبت به پروژه را افزایش دهد. همکاری مردم محلی می­تواند به آن­ها برای توسعه مهارت­های فنی و مدیریتی­شان کمک کند و شاید فرصت­های شغل­یابی آنها را افزایش دهد ؛

همکاری مردم محلی در افزایش منابع در دسترس برای برنامه مؤثر است ؛

همکاری مردم محلی راهی برای تحقق یادگیری اجتماعی (هم برای طراحان و هم برای ذینفعان) برنامه می­باشد . یادگیری اجتماعی به معنای توسعه همکاری بین متخصصان و مردم محلی است که در آن هر یک از گروه­ها از دیگری می­آموزد (1966 - World Bank).

 از منظر جامعه­شناسی باید بین مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل مشارکت) و به عنوان حالت و وضع (امر شرکت کردن) تمیز قایل شد. مشارکت در معنای اول، داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می­رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد، و در معنای دوم، از تعلق گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می­دهد (بیرو، 1366: 275).

   در مجموع بايد گفت اظهار نظرها و تعاريف ارائه شده در مورد مشاركت، بازتاب الگوي اعتقادي و نظري به كار گرفته شده است. تلقي مشاركت صرفاً به عنوان جزيي كميت­پذير كه مي­بايست در يك پروژه تزريق گردد، امكان­پذير نيست. مشاركت اساساً فرايندي كيفي است كه اگر قرار است موثر باشد، تغييراتي بنيادين در انديشه و عمل مي­طلبد (اوكلي و مارسدن، 47:1370).

  3-. انواع مشارکت:

انواع مشاركت از نظر سطح (خرد، مياني، كلان)، از نظر انواع بر حسب انگيزه­هاي ايجادي آن (درون­زا، برون­زا)، بر حسب چگونگي دخالت مردم (مستقيم ، غير­مستقيم)، بر حسب سطوح فراگيري (محلي، منطقه­اي، ملي)، بر حسب كيفيت همكاري مردم (طبيعي، خود انگيخته، ارادی یا داوطلبانه، برانگیخته، تحميلي يا اجباري)، بر حسب سطوح اجرايي (بهره­مندي از خدمات، ارزيابي خدمات، ارائه پيشنهاد، تصميم­گيري و برنامه­ريزي، اجرا و نظارات)، بر حسب موضوع (سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگی)، بر اساس نحوه مشارکت (رسمی و غیر­رسمی) را شامل می­شود که در ادامه به تفصیل اشاره می­گردد.

انواع مشارکت بر اساس سطوح گسترش:

  1. سطح خرد (فردی)؛ مشارکت افراد در بنگاه­ها و شرکت­های خصوصی را دربر می­گیرد که با میل و اراده همراه است.
  2. سطح میانی (نهادها و سازمان­های اجتماعی)؛ این مشارکت در سطح بخش­های مختلف جامعه اعم از سازمان­ها، نهادها و روابط بین آن­ها انجام می­گیرد.
  3. سطح کلان (جامعه)؛ این مشارکت را می­توان مشارکت ملی و یا جامعه­ای نامید که متضمن مشارکت گسترده و همه جانبه اعضای جامعه می­باشد.

انواع مشارکت بر اساس انگیزه­های ایجادی آن:

  1. مشارکت درون­زا: مشارکت هر فرد یا افراد و گروه­های اجتماعی بصورت خودجوش و خود­اتکا از روی علاقه در برنامه­ها و فعالیت­های عمرانی است. این نوع مشارکت ریشه در هنجارهای اجتماعی دارد.
  2. مشارکت برون­زا: مشارکتی که بصورت غیرداوطلبانه و از محیط بیرون توسط مسئولین و کارگزاران سازمان­های مختلف بر جامعه تحمیل می­شود، و افراد با انگیزه­ و محرک بیرونی در امور شرکت می­کنند (قاسمی، 1381: 30).

انواع مشارکت بر حسب چگونگی دخالت مردم:

  1. مشارکت مستقیم: مشارکت عمومی و مستقیم افراد در فعالیت­های اجتماعی و سیاسی جهت تعیین زندگی اجتماعی خود می­باشد.
  2. مشارکت غیرمستقیم: در این شیوه مردم بطور مستقیم در فرایند مشارکت دخالت ندارند، بلکه از طریق انتخاب نماینده و تشکیل شوراهای نمایندگی در تصمیم­گیری­ها شرکت می­کنند (پور­رحیم، 1381: 144-143).

انواع مشارکت بر اساس سطوح فراگیری:

  1. مشارکت محدود (محلی)؛ این مشارکت دربر گیرنده مشارکت روستایی و مشارکت محله در سطح شهر می­باشد. هدف آن در سطح روستاها، تحریک روستاییان بمنظور ارتقا سطح طرح­ها و برنامه­های توسعه روستایی و در شهرها برای حل معضلات محله به وسیله ساکنین هر محله می­باشد.
  2. مشارکت منطقه­ای؛ این مشارکت دربر گیرنده مشارکت چندین محله و یا شهر برای بهسازی و بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه خود می­باشد. 3. مشارکت ملی؛ این مشارکت در سطح کل جامعه انجام می­پذیرد و هدف آن اموری است که مورد نیاز تمامی افراد جامعه می­باشد و به یک منطقه یا محل خاصی بستگی ندارد.

انواع مشارکت برحسب چگونگی عضویت یا کیفیت و همکاری مردم:

  1. مشارکت طبیعی: این نوع مشارکت بر اساس عرف و عادت یا واقعیت موجود گروهی مانند گروه­های سنتی و مذهبی تحقق یافته و اعضای گروه ناگزیر از عضویت در آن هستند. این نوع مشارکت در گروه­های طبیعی نظیر گروه­های همبازی و گروه­های خویشاوندی وجود دارد. شرکت در مراسم عزاداری، عروسی و مراسم مذهبی از دیگر نمونه­های آن است (فردرو و رضوانی، 1381: 144).
  2. مشارکت خود انگیخته: در این مشارکت، افراد با همکاری داوطلبانه، کوشش­های خود را برای شکوفایی توانایی­های خود به نفع سازمان یا جامعه ابراز می­کنند. در این حالت، افراد معمولا مسئولیت­پذیری در راستای منافع دیگران را در اولویت قرار می­دهند (نیازی، 1381: 36). این نوع مشارکت بصورت خودجوش و نهادی در بین اعضای یک جامعه وجود دارد و محصول سال­های متمادی زندگی مشترک است. مانند گروه­های همسایگی و گروه دوستان که در قالب سازمان وساخت خاص و مشخص انجام نمی­گیرد و عموما جهت پاسخگویی به نیازهای مهم روانی افراد است (حامد­مقدم، 1370: 290).
  3. مشارکت ارادی (داوطلبانه): این نوع مشارکت، مشارکتی بدون نفوذ و یا دخالت عوامل خارجی بوده و شرکت فرد ارادی و آگاهانه است (خواجوند خزاعی و برغمدی، 1386: 219).
  4. مشارکت برانگیخته: این نوع مشارکت، به اهداف خاص توسط گروهی خارج از گروه مشارکت­کننده انجام می­گیرد. به عبارت دیگر، منشاءو تشکیل این نوع مشارکت، عامل برانگیزنده خارجی است که در آن علاوه بر اهداف شخصی و گروهی، اهداف ملی و فراملی نیز مطرح است. مانند سپاه دانش در زمان قبل از انقلاب و جهاد سازندگی بعد از انقلاب (حامد­مقدم، 1370: 292).
  5. مشارکت تحمیلی یا اجباری: در واقع مشارکت تحمیلی به معنای درگیر شدن ناخواسته است. در مشارکت تحمیلی، جبر و اضطرار مطرح است و فرد خود را ناگزیر از مشارکت دانسته و درقبول عضویت در سازمان یا کناره­گیری از آن حق انتخاب ندارد (فردرو و رضوانی: 144). مشارکت روستاییان در قالب عضویت در شرکت­های تعاونی را در دهه 40 هجری شمسی و یا عضویت افراد در احزابی همچون رستاخیز در قبل از انقلاب، نمونه­هایی از این نوع مشارکت می­باشند.

انواع مشارکت برحسب موضوع:

  1. مشارکت سیاسی: به­طور کلی می­توان گفت مشارکت سیاسی، مشارکت در فرایند قدرت و انتخاب مسئولین و مداخله در امر تصمیم­گیری در نظام سیاسی است. آنچه در اکثر تعاریف صورت گرفته از مشارکت سیاسی مشترک است، خصیصه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است و این حاکمیت عمدتا به شکل مشارکت مردم در انتخاب­های مختلف و دخالت در نحوه اداره امور کشور می­باشد. مایکل راش در کتاب جامعه و سیاست، «مشارکت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام سیاسی رسمی می­داند و بر این اساس سطوح مختلف مشارکت را ذکر می­کند» (راش، 1381: 123). مایرون وینر، نیز «مشارکت سیاسی را هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمان­یافته یا بدون­سازمان، دوره­ای یا مستمر، شامل روش­های مشروع و نامشروع برای تاثیرگذاری بر انتخاب رهبران سیاسی و رفتارهای سیاسی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی می­داند» (وینر و هانتینگتون، 1378: 140). برداشت وینر و هانتینگتون از مشارکت سیاسی دایره شمول آن را به هر عمل قانونی و غیرقانونی در تمام سطوح محلی و ملی جامعه نشر می­دهد. با توجه به تعاریف ذکر شده، مشارکت سیاسی انواع و سطوح مختلفی دارد و این امر تحت تاثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، باورهای مذهبی و پیشینه تاریخی قرار می­گیرد.
  2. مشارکت اقتصادی: منظور از مشارکت اقتصادی، حضور و همکاری آگاهانه اقتصادی مختلف جامعه در جهت تولید، پس­انداز، سرمایه­گذاری بیشتر و مطلوبتر، توزیع مناسب و عادلانه­تر، مصرف بهینه منابع مادی و طبیعی و کالاهای مورد نیاز زندگی و صرفه­جویی در استفاده از منابع کمیاب زندگی است (عباس­زاده، 1387: 29).
  3. مشارکت اجتماعی: از انواع مهم مشارکت محسوب می­شود. گرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعی­اند و از این رو بحثی جامعه­شناختی به شمار می­آیند، عرصه­هایی در زندگی جمعی وجود دارد که آن­ها را از خرده نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدا می­کند. چنین عرصه­هایی به عمل متقابل گروه­های اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است (پیران، 1376: 12). «اصطلاح مشارکت اجتماعی، دربرگیرنده کاربرد روابط و شبکه­های اجتماعی برای ارتباط با دیگران و دریافت حمایت­های اجتماعی است» (Morissette، 2009: 4). و این روابط اجتماعی بصورت روابط درون­گروهی یا بین گروهی در قالب انجمن­های داوطلبانه، باشگاه­ها، اتحادیه­ها و گروه­هایی که خصلت غیر­دولتی و محلی دارند گسترش می­یابد. به عبارت دیگر «مشارکت اجتماعی به عنوان چگونگی مشارکت شخصی در فعالیت­های گروه­های رسمی و غیر­رسمی دیگر فعالیت­های اجتماعی می­باشد» (Hyyppa، 2008: 2).
  4. مشارکت فرهنگی: «مشارکت فرهنگی یعنی شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه افراد، گروه­ها و سازمان­های تشکیل­دهنده یک جامعه در ابعاد گوناگون زندگی فرهنگی آن جامعه به منظور گسترش توسعه پایدار و همه­جانبه حیات فرهنگی است» (غفاری و نیازی، 1386: 30). یکی از دلایل اهمیت مشارکت فرهنگی، برجسته بودن نقش عناصر فرهنگی هر جامعه در تکوین شخصیت و اجتماعی شدن افراد می­باشد.

برای دانلود کل تحقیق از لینک زیر استفاده کنید:


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 10,000 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
nazarieh-ha_1789345_5686.zip107.4k





filesell filesell